X
تبلیغات
زولا
1389/12/29 ساعت 08:34 ب.ظ

 

شهداد حیدری :

« نوروز ، پیوسته با نام ایران است. این دو چنان با هم آمیخته اند که نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد. اگر نام ایران را از نوروز بگیرند ، نوروز واژه ای بی معنا خواهد شد. آنچه هم مردم ایران را همبسته می کند ، نوروز است.» 
آنچه بازگو شد گوشه‌ای از سخنان محمد بقایی ماکان در نشست «نوروز ایرانی» فرهنگسرای خاقانی بود. او در ادامه افزود: «بسیارانی هستند که زبان فارسی را پیوند دهنده‌ی مردم ایران می‌دانند. اما مردمانی در روستاهای دورافتاده‌ی ایران زندگی می‌کنند که چه بسا به درستی نمی‌توانند به فارسی سخن بگویند، اما چنان آیین‌های نوروزی را برگزار می‌کنند که هیچ تفاوتی با برپایی نوروز در شهرهای بزرگ ایران ندارد. پس آنچه ما را به هم پیوند می‌دهد ، نوروز و آیین های دیگر ایرانی است. هم از این رو است که هر دشمنی که به ایران یورش آورده ، کوشیده است تا نوروز را از میان بردارد.»
بقایی جشن نوروز را دارای هسته‌ای مرکزی دانست که از روز نخست فروردین‌ماه، یعنی اورمزد روز ، آغاز می‌شود و تا دوازده روز ادامه می‌یابد. سپس افزود: «در پیرامون این هسته، آیین‌های پیشی و پسینی هم هست که یکی از آنها، "نوروزخوانی" است.»
به سخن بقایی، نوروزخوان‌ها مردانی بودند که صدای خوشی داشتند و شب‌هنگام به در خانه‌ی توانگران می‌رفتند و با آواز خوش خود، آنها را سرزنش می‌کردند که چرا سال گذشته چنین و چنان کردید و از همسایه‌ی نیازمند خود بی‌خبر بودید و بخشش نمی‌کنید؟ از این رو نوروزخوانان را باید منتقدان روزگاران گذشته دانست.»
بقایی از آتش‌افروزها هم نام برد که در کنار دیگر پیام آوران نوروز ، پای در کوی و برزن می‌گذاشتند و با خواندن سرودهای بهاری، شور و شادمانی را به ارمغان می‌بردند.
بقایی گفت: «باز می‌توان از کوسه‌برنشین و غول بیابانی نام برد که از دیگر پیشوازان نوروز بودند. غول بیابانی ، مرد تنومندی بود که در خیابان‌ها می‌گشت و شماری آدم‌های کوتوله دنبال او راه می‌افتادند و او را در خواندن چنین بیتی همراهی می‌کردند: "من غول بیابانم / سرگشته و حیرانم".»
آنگاه بقایی با اشاره به برچیده شدن برخی از آیین‌های کهن نوروزی گفت: «‌نوروزی‌خوانها و آتش‌افروزها را فراموش کرده‌ایم و به بایگانی شادی‌های ملی سپرده‌ایم. هیچ کس هم نمی‌داند چرا باید این پیک‌های شادی را نادیده گرفت؟ اما نتیجه‌ی آن روشن است ؛ هنگامی که غول بیابانی را رها کنیم و کنار بگذاریم ، غول اعتیاد سر بلند می‌کند.»
بقایی سپس به گستردن خوان نوروزی اشاره کرد و افزود:« هر چه در سفره‌ی هفت‌سین هست ، نمادی از شادی و زندگی است. از همین رو است که آیین نوروز زنده می‌ماند ؛ چون خود زندگی است. اگر بتوان زندگی را از انسان‌ها گرفت ، نوروز را هم می‌توان از بین برد. از ماهی هفت‌سین گرفته ، که نشانی از پویش و جنبش است ، تا هر چیز دیگر که بر سر خوان نوروزی گذاشته می‌شود ، نوید شاد زیستن می‌دهد و گویای این سخن است که آدمی می‌خواهد زندگیش را بر بنیاد شادی و مهرورزی استوار کند.»
بقایی در پایان سخنانش به پیام نهفته در آیین‌های نوروزی اشاره کرد و گفت: « شادی یکی از پیام‌های بزرگ نوروز است. چون شادی ، انسان‌ساز است. شادی نوروز ، شادی بزن و بکوب نیست ؛ شادی اندیشمندانه است. براستی چه کسی می‌تواند در غم و اندوه ، سازنده باشد؟ نوروز ، دشمن غم و اندوه و مویه‌گری است.»
سورنا فیروزی سخنران دیگر این نشست بود. او که عنوان « اصالت نوروز ایرانی » را برای سخنرانی خود برگزیده بود ، گفت: « همسایه‌های ما می‌خواهند نوروز را از آن خود کنند. یکی از آن همسایه‌ها ترکیه است. ترکیه هم با یونان مرز مشترک دارد و هم با ایران. هرگز نشنیده‌ایم آنها مدعی تاریخ و فرهنگ یونان باشند. اما شگفت است که یا می‌کوشند چهره‌های فرهنگی و تاریخی ایران را از خود بدانند ، یا هویت بخشی از سرزمین ما را به خود نسبت دهند.»
فیروزی در ادامه افزود: « پژوهشگران باختری ، ریشه‌ی نوروز را در ایران جستجو نمی‌کنند و آن را وامدار و برگرفته از جشن "اکیدو" بابلی می‌دانند. آنها این جشن را برخاسته از فرهنگ سلسله‌ی نوبابلی گمان می‌برند که از 625 تا 605 پیش از میلاد فرمانروایی می‌کرد. پژوهندگان اروپایی می‌گویند که سندهای ایرانی درباره‌ی نوروز دیرتر از روزگار ساسانیان نیست ؛ و برای آن که کار را تمام کنند ، همان جشن اکیدو را هم برگفته از جشن "‍زگموی" سومری ، در 3 هزار سال پیش از میلاد ، می‌دانند.»
فیروزی آنگاه با پیش کشیدن این پرسش که آیا ایرانیان بوده‌اند که نوروز را از میانرودانی‌ها گرفتند؟ یا نوروز جشنی است که از سرزمین ما به میانرودان رفته است؟ گفت: « ایرانیان دو نقطه ی اعتدالی سال را می‌شناختند و از همین رو جشن های نوروز و مهرگان را برپا می‌داشتند. اما در نزد میانرودانی‌ها تنها یک اعتدال شناخته شده بود. پس چگونه می‌توان آنهایی را که نمی‌دانستند فلسفه نجومی و منطقی نوروز چیست ، بنیانگذار این جشن دانست؟ میانرودانی‌ها حتا درازترین شب سال را هم نمی‌شناختند. اما ما شب چله داشته‌ایم و طولانی‌ترین شب سال را جشن می‌گرفتیم.»
فیروزی سپس افزود: « حتا اگر گمان کنیم که نوروز از میانرودان ریشه گرفته است ؛ باید دید سومری‌هایی که می‌گویند پدید آورنده‌ی نوروز بوده‌اند ، چه قومی هستند و از کجا برخاسته‌اند؟ "کریمر" بزرگترین سومرشناس جهان ، در کتاب "الواح سومری" می‌نویسد: "تمدن سومر آمیزه‌ای از کشاورزان ایرانی و جنگاوران سامی است". یک شاعر سومری به نام "لودیتگر" ، که در ایران به نام "لودینگیرای" شناخته شده است ، در سروده‌های خود می‌گوید: سومریان مردمانی شرقی بودند که از خشکسالی گریختند و کوچ کردند. او خاستگاه سومر را در جایی نشان می‌دهد که با سرزمین ایران ، یکی است. پس سومری‌ها قومی جدای از تمدن ایران نبوده‌اند»
فیروزی در پایان گفت: « از هر دید که بخواهیم نگاه کنیم ، جشن نوروز نمی‌تواند از میانرودان به ایران آمده باشد. اما وارون آن درست است و برای اثبات آن گواه های تاریخی در دست است. با این همه باور من چنین است که تا زمانی که فرهنگ خود را با دید باریک بینانه ی پژوهشی نشناسیم ، پاسخ درست و دانشورانه ای به ادعای اروپاییان نمی‌توانیم داد.»
رامین هخامنشی ، دبیر کانون ایران بزرگ ، نیز در آغاز نشست ، گزارشی سالیانه‌ای از کارهای مجموعه انجمن‌های ایران بزرگ بازگو کرد و با دشوار خواندن وضعیت میراث فرهنگی کشور ، آرزو کرد که در سال پیش رو ، دیدگاه‌ها در زمینه‌ی میراث فرهنگی و نگاهبانی از آن نو شود. هخامنشی آنگاه به جشن سوری ، چهارشنبه‌ی پایان سال ، اشاره کرد و گفت: « این جشن ، هزاران سال است که با فرهنگ ما آمیخته شده است. در گذر این هزاره‌ها ، ایرانیان و فارسی‌زبانان آن را نگاهبانی کرده‌اند. اما امروزه به شیوه‌ای برگزار می‌شود که شایسته‌ی فرهنگ ایرانی نیست. باید به نوجوانان خود بیاموزیم که فرهنگ ایران ، میانه‌ای با ویرانگری ندارد و نباید چنین جشن شادمانه‌ای را به آیینی ترس‌آور تبدیل کرد.»
این نشست که بکوشش کانون ایران بزرگ و همکاری خانه سلامت منطقه هفت ، در پسین روز دوشنبه 23 اسفند برگزار شد ، با شاهنامه‌خوانی امیر صادقی به پایان رسید.

        

 
 

 

 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo