تمدن ایران بزرگ با بیش از پانزده هزارسال همیشه جاویدان است
نوروز خجسته باد بر مردم سرزمین ایران بزرگ(از چین تا مدیترانه)
شهداد حیدری : | ||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() آنچه بازگو شد گوشهای از سخنان محمد بقایی ماکان در نشست «نوروز ایرانی» فرهنگسرای خاقانی بود. او در ادامه افزود: «بسیارانی هستند که زبان فارسی را پیوند دهندهی مردم ایران میدانند. اما مردمانی در روستاهای دورافتادهی ایران زندگی میکنند که چه بسا به درستی نمیتوانند به فارسی سخن بگویند، اما چنان آیینهای نوروزی را برگزار میکنند که هیچ تفاوتی با برپایی نوروز در شهرهای بزرگ ایران ندارد. پس آنچه ما را به هم پیوند میدهد ، نوروز و آیین های دیگر ایرانی است. هم از این رو است که هر دشمنی که به ایران یورش آورده ، کوشیده است تا نوروز را از میان بردارد.» بقایی جشن نوروز را دارای هستهای مرکزی دانست که از روز نخست فروردینماه، یعنی اورمزد روز ، آغاز میشود و تا دوازده روز ادامه مییابد. سپس افزود: «در پیرامون این هسته، آیینهای پیشی و پسینی هم هست که یکی از آنها، "نوروزخوانی" است.» به سخن بقایی، نوروزخوانها مردانی بودند که صدای خوشی داشتند و شبهنگام به در خانهی توانگران میرفتند و با آواز خوش خود، آنها را سرزنش میکردند که چرا سال گذشته چنین و چنان کردید و از همسایهی نیازمند خود بیخبر بودید و بخشش نمیکنید؟ از این رو نوروزخوانان را باید منتقدان روزگاران گذشته دانست.» بقایی از آتشافروزها هم نام برد که در کنار دیگر پیام آوران نوروز ، پای در کوی و برزن میگذاشتند و با خواندن سرودهای بهاری، شور و شادمانی را به ارمغان میبردند. بقایی گفت: «باز میتوان از کوسهبرنشین و غول بیابانی نام برد که از دیگر پیشوازان نوروز بودند. غول بیابانی ، مرد تنومندی بود که در خیابانها میگشت و شماری آدمهای کوتوله دنبال او راه میافتادند و او را در خواندن چنین بیتی همراهی میکردند: "من غول بیابانم / سرگشته و حیرانم".» آنگاه بقایی با اشاره به برچیده شدن برخی از آیینهای کهن نوروزی گفت: «نوروزیخوانها و آتشافروزها را فراموش کردهایم و به بایگانی شادیهای ملی سپردهایم. هیچ کس هم نمیداند چرا باید این پیکهای شادی را نادیده گرفت؟ اما نتیجهی آن روشن است ؛ هنگامی که غول بیابانی را رها کنیم و کنار بگذاریم ، غول اعتیاد سر بلند میکند.» بقایی سپس به گستردن خوان نوروزی اشاره کرد و افزود:« هر چه در سفرهی هفتسین هست ، نمادی از شادی و زندگی است. از همین رو است که آیین نوروز زنده میماند ؛ چون خود زندگی است. اگر بتوان زندگی را از انسانها گرفت ، نوروز را هم میتوان از بین برد. از ماهی هفتسین گرفته ، که نشانی از پویش و جنبش است ، تا هر چیز دیگر که بر سر خوان نوروزی گذاشته میشود ، نوید شاد زیستن میدهد و گویای این سخن است که آدمی میخواهد زندگیش را بر بنیاد شادی و مهرورزی استوار کند.» بقایی در پایان سخنانش به پیام نهفته در آیینهای نوروزی اشاره کرد و گفت: « شادی یکی از پیامهای بزرگ نوروز است. چون شادی ، انسانساز است. شادی نوروز ، شادی بزن و بکوب نیست ؛ شادی اندیشمندانه است. براستی چه کسی میتواند در غم و اندوه ، سازنده باشد؟ نوروز ، دشمن غم و اندوه و مویهگری است.» سورنا فیروزی سخنران دیگر این نشست بود. او که عنوان « اصالت نوروز ایرانی » را برای سخنرانی خود برگزیده بود ، گفت: « همسایههای ما میخواهند نوروز را از آن خود کنند. یکی از آن همسایهها ترکیه است. ترکیه هم با یونان مرز مشترک دارد و هم با ایران. هرگز نشنیدهایم آنها مدعی تاریخ و فرهنگ یونان باشند. اما شگفت است که یا میکوشند چهرههای فرهنگی و تاریخی ایران را از خود بدانند ، یا هویت بخشی از سرزمین ما را به خود نسبت دهند.» فیروزی در ادامه افزود: « پژوهشگران باختری ، ریشهی نوروز را در ایران جستجو نمیکنند و آن را وامدار و برگرفته از جشن "اکیدو" بابلی میدانند. آنها این جشن را برخاسته از فرهنگ سلسلهی نوبابلی گمان میبرند که از 625 تا 605 پیش از میلاد فرمانروایی میکرد. پژوهندگان اروپایی میگویند که سندهای ایرانی دربارهی نوروز دیرتر از روزگار ساسانیان نیست ؛ و برای آن که کار را تمام کنند ، همان جشن اکیدو را هم برگفته از جشن "زگموی" سومری ، در 3 هزار سال پیش از میلاد ، میدانند.» فیروزی آنگاه با پیش کشیدن این پرسش که آیا ایرانیان بودهاند که نوروز را از میانرودانیها گرفتند؟ یا نوروز جشنی است که از سرزمین ما به میانرودان رفته است؟ گفت: « ایرانیان دو نقطه ی اعتدالی سال را میشناختند و از همین رو جشن های نوروز و مهرگان را برپا میداشتند. اما در نزد میانرودانیها تنها یک اعتدال شناخته شده بود. پس چگونه میتوان آنهایی را که نمیدانستند فلسفه نجومی و منطقی نوروز چیست ، بنیانگذار این جشن دانست؟ میانرودانیها حتا درازترین شب سال را هم نمیشناختند. اما ما شب چله داشتهایم و طولانیترین شب سال را جشن میگرفتیم.» فیروزی سپس افزود: « حتا اگر گمان کنیم که نوروز از میانرودان ریشه گرفته است ؛ باید دید سومریهایی که میگویند پدید آورندهی نوروز بودهاند ، چه قومی هستند و از کجا برخاستهاند؟ "کریمر" بزرگترین سومرشناس جهان ، در کتاب "الواح سومری" مینویسد: "تمدن سومر آمیزهای از کشاورزان ایرانی و جنگاوران سامی است". یک شاعر سومری به نام "لودیتگر" ، که در ایران به نام "لودینگیرای" شناخته شده است ، در سرودههای خود میگوید: سومریان مردمانی شرقی بودند که از خشکسالی گریختند و کوچ کردند. او خاستگاه سومر را در جایی نشان میدهد که با سرزمین ایران ، یکی است. پس سومریها قومی جدای از تمدن ایران نبودهاند» فیروزی در پایان گفت: « از هر دید که بخواهیم نگاه کنیم ، جشن نوروز نمیتواند از میانرودان به ایران آمده باشد. اما وارون آن درست است و برای اثبات آن گواه های تاریخی در دست است. با این همه باور من چنین است که تا زمانی که فرهنگ خود را با دید باریک بینانه ی پژوهشی نشناسیم ، پاسخ درست و دانشورانه ای به ادعای اروپاییان نمیتوانیم داد.» رامین هخامنشی ، دبیر کانون ایران بزرگ ، نیز در آغاز نشست ، گزارشی سالیانهای از کارهای مجموعه انجمنهای ایران بزرگ بازگو کرد و با دشوار خواندن وضعیت میراث فرهنگی کشور ، آرزو کرد که در سال پیش رو ، دیدگاهها در زمینهی میراث فرهنگی و نگاهبانی از آن نو شود. هخامنشی آنگاه به جشن سوری ، چهارشنبهی پایان سال ، اشاره کرد و گفت: « این جشن ، هزاران سال است که با فرهنگ ما آمیخته شده است. در گذر این هزارهها ، ایرانیان و فارسیزبانان آن را نگاهبانی کردهاند. اما امروزه به شیوهای برگزار میشود که شایستهی فرهنگ ایرانی نیست. باید به نوجوانان خود بیاموزیم که فرهنگ ایران ، میانهای با ویرانگری ندارد و نباید چنین جشن شادمانهای را به آیینی ترسآور تبدیل کرد.» این نشست که بکوشش کانون ایران بزرگ و همکاری خانه سلامت منطقه هفت ، در پسین روز دوشنبه 23 اسفند برگزار شد ، با شاهنامهخوانی امیر صادقی به پایان رسید. | ||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
|
کانون ایران بزرگ برگزار میکند
نوروز آریایی
سخنرانان:
دکتر محمد بقایی(ماکان) استاد امیر صادقی
سورناپیروزی رامین هخامنشی
روز ۲۳ اسفند۱۳۸۹خورشیدی
پنج تا هفت پسین
خیابان انقلاب.خیابان خاقانی(کنارمترودروازه دولت).سرای محله خاقانی
پاینده ایران بزرگ
با سپاس از مهر هموندان تاکنون ۴۰ تن در این دوره نام نویسی کرده اند. به شوند نزدیکی به نوروز این دوره با همکاری فرهنگ سرای پورسینا(شهرک غرب) در فروردین ماه۱۳۹۰خورشیدی برگزار خواهد شد.این دوره رایگان میباشد.
پاینده ایران بزرگ
با رای شما دوستان برنده سفر رایگان مشخص خواهد شد
شماره آغاز نوشته بهتر از دیدگاه خود را در پیامهای خود بگویید
سپاس
شماره یک:در نجوای سکوت نم نم باران
تنها ردپای تو را می جویم
رد بوی نم زده خاک مایه ی جان میهنم ایران از نگار
شماره دو:دلیل بودنم زیستنم و مردنم تویی ای ایران بزرگ! از مهری
شماره سه: ایران فیروزه ای و زمردی را با عشق و شمع و شراب و دانش دوست دارم از نرگس
شماره چهار:ایران ما مهد شیران ما از فرزانه
شماره پنج: میهن عزیزم ایران خورشیدت را که گرمتر
خاکت را که پربارتر
و سینه ات را که سوخته تر است دوست دارم
و دوباره میسازمت وطن از سعیده
شماره شش: ز نور عشق من رخشنده کیهان است
که با دستان من گردون به جریان است
من فروغ شهرایرانم
که من آزاده زن فرزندایرانم از پروانه
شماره هفت: ایران زادگاه فردوسی بزرگ
خاستگاه زبان فارسی
جایگاه خلیج همیشه فارس
زادبوم زنان و مردان بزرگ ایرانی
و پایگاه نوروزباستانی را دوست دارم و آن را می پرستم از پروین
شماره هشت: با لبخند اهورا زن آفریده شد و با لبخند زمین بهار زاده شد
ومن این دخترایرانی با قامت رعنایم به روی عرش دماوند می ایستم وبا یک لبخند ملیح سپاس میگویم اهورا را که آفرید مرا
زن در سرزمین ایرانویج
و من با غرور و سربلندی همیشه خواهم گفت از تمام قشنگیهای روی زمین تو را انتخاب کردم تورا ای ایران! از فرنگیس
زمان انتخاب گفتار زیباتر تا پایان اسفندماه
با یاری پروردگار بزرگ و مهر روان نیاکان برنامه سپندارمذگان(۲۹بهمن) با چند روز دیرکرد در روز ۴اسفند در گردآیه فرهنگی شهربانو با باشندگی هفتاد تن از هموندان کانونهای ایران بزرگ و فردوسی بزرگ و با پروانه پویایی جمعیت جوانان خورداد برگزار گردید.
برگزارکنندگان این برنامه: دکترمحمدی.مهندس راد.ویدا.شیرین و رامین هخامنشی بودند.
برنامه با این سخن آغاز شد: آنگاه که مهر بسخن آغاز میکند همگان را به کار و کوشش میخواند
....
در ادامه دکترپروین ناهیدی درباره آیین سپندارمذگان سخن راندند و به نوروز و آیینهای دیگر در ماههای ایرانی نیز اشاره فرمودند.
گفتارهای طنز از حسن هاشمپور درباره ولنتاین و تخریب آثارتاریخی ایران توسط رامین هخامنشی خوانده شد.تکنوازی سه تار علی پرهیزگار و گفتار کوتاه سورنافیروزی درباره پژوهشهای نوین وبرگزاری دوره رایگان از دیگر بخشهای برنامه بود.با پخش ترانه ای زیبا از قاسم افشار استاد امیرصادقی برنامه خود را آغاز نمود که با تشویق فراوان باشندگان روبرو شد.هنگامیکه فرنگیس توسی شاه نامه خوانی خود را اغاز نمود دوستان بسیار آفرین گفتند به مهر این دخترآریایی به میهن(وی چندروز پیش تصادف کرده بود و با پای آسیب دیده به روی صحنه آمد).در پایان رامین هخامنشی بخشی کوتاه ازطرح ویژه خود درباره چگونگی پاسداری از آثارتاریخی کشورتوسط انجمنهای ایرانشناسی و مردم محلی را بازگو نمود و به هرکدام از سخنرانان برنامه دیوان نفیس خیام و شاهنامه پیشکش کرد.همچنین در قرعه کشی میهمانان به شش تن کتابهای تپه تاریخی مارلیک و هنر قلمزنی در ایران هدیه داده شد.آورد این برنامه زیباترین گفتار درباره میهن سپندمان بود که چندتن از دوستان شرکت کردند اما انتخاب نوشته برتر توسط خوانندگان تارنگار خواهد بود تا جایزه برنده که سفر رایگان به شیرازیاکردستان است تعیین گردد.
نام نویسی رایگان برای دوره سورنافیروزی انجام شد که سی تن نام نویسی کردند.
با سپاس فراوان از فرنشین گردآیه شهربانو و همکارانشان و همچنین سپاس ویژه از دوستان خوبمان در جمعیت جوانان خورداد.
با درود بر روان نیاکان آریایی
پاینده ایران بزرگ